واقعا شیوا کمر به اذیت کردنم برداشته و رو اعصاب بودنم.
مهندس ... هوف چی بگم . اون هم دخیله.
کل شرکت بنظرم دخیلن، تمام سعی این روز هام از دست نرفتن کنترل شرایط بوده. ولی خب سخته. ی دیقه می گم خب حالا آخرش این میشه ، تامام انقدر بهش فکر نکن
ولی باز رو اعصابمه.همین الان که داشتم اینو می نوشتم یهو فهمیدم مدت هاست عادت زشت فکر خوانی اومده سراغم . و داره عذابم میده ،باید از الان روش کار کنم.
اگه محمد میگه "منم همینطور " خب قطعا همینه چرا اصرار دارمعکسشو ثابت کنم ؟
اگه مهندس میگه همه چیز اوکیه پس هست چرا استرس به خودم و شرایط میدم؟
فقط دست از فکر خوانی بردار سحر
تعمیم افراطی نکن سحر
پاشو و در اولین فرصت برگه خطاهای فکریتو نگاه کن سحر
برچسب:
نویسنده: اشکان رنجبر