خرید بک لینک
قضیه از این قرار بود که من قارچ دهانه رحم گرفتم.

دکتر بهم پماد واژینال و اپلیکاتور داد و من به بهانه سفر سه روز انداختمش عقب.امشب دیگه مجبور شدم واسه اولین بار استفاده بکنم.داشتم می مردم.تا حالا انقدر با یه فوبیام چشم تو چشم نشده بودم.

تقریبا یک ساعت تو حموم داشتم گریه می کردم و تمرین نمایند فولنس مخصوص بدنمو گوش دادم و آخر با یه عالمه جنگ روانی های مامان مثل اینکه بچه دار نمیشی محمد ازت زده میشه و این چیزا با ترس و دستاس ارزون و گریه انجامش دادم.البته نمی دونم تا چه حد کامل انجامش دادم .ولی بعد از حموم اومدم بیرون و حس کردم سینم داره وایمیسه سرم گیج رفت و غش کردم.

به همین راحتی.

و الان دارم گریه می کنم و فکر می کنم درباره اینکه دفعه بعدی، فردا شب چیکار کنم باز.و اگر یه جا بالاخره یه روزی یه حیوون نزدیکم شه با این یکی فوبیا چیکار کنم؟

من یه حقیر، زبون بیچارم .خاک تو سرم.تمام.

برچسب: نویسنده: اشکان رنجبر تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 18:22

صفحه بندی